پارمینپارمین، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره

پارمین پرنسس

ده ماهگیت مبارک عزیز دلم.

توی این ماه بای بای میکنی عزیزم.یه جورایی میبوسیمون .یه جور خاص که مثلا لپمونو و البته نوک بینیمونومیذاری تو دهنت و گازمون میگیری.اینم بگم که فقط به من و خاله جونی این احساساتو نشون میدادی ولی کم کم داری به دادایی جونو داییا و بابایی هم نشون میدی.دیگه اینکه منظورت و هرجوریه بهمون میرسونی .دنبالت که میام هیجانی میشی و تند تند میدویی و منم دنبالت.موقع شیر خوردنم جدیدا باید باهات بازی کنیم.وقتی میگیم ذاذایی یا بابایی یا... بیا انگشتاتو باز و بسته میکنی یعنی بیا.بای بای میکنی. چند دقیقه ای وامیستی.خلاصه اینکه اگه نخورمت شانس آوردی.   ...
5 بهمن 1392

نیناز مامان در سن 9ماه و 9روز و 9 ساعت و9دقیقه و 9ثانیه

دخترم این سن تورو یاد چی میندازه ؟ درسته یاد پایان دوره انتظار برای بدنیا اومدن نی نی.همون زمانی که منم انتظار کشیدم تا شما نی نی کوچول موچول مامان به دنیا بیای و بشی همه کس و همه چیزم. حالا شما نی نی نازدونه مامان به اندازه دورانی که تو شکم مامان بودی تا به دنیا بیای اومدی توی این دنیا... دوست دارم نازدونه ی من به اندازه همه دوست داشتنای دنیا و خیلی بیشتر از اون خدایی رو دوست دارم که فرشته ی نازنینی چون تو رو آفرید و به ما هدیه کرد... ...
27 دی 1392

اولین یلدات مبارک شیرین ترین هندونه ی مامان...

اونجا چه چیزای خوشمزه ای هست. اونو میشه بدی خاله جون کادوی شب چله ایه خودمه. ببخشیدااا بذار ببینم از کجا روشن میشه؟؟؟ گل دختر مامان شب یلدات مبارک عزیزم.دلم میخواست اولین شب یلدات رو جشن مفصل بگیرم ولی چون امسال نزدیک اربعین بود و مامان و بابای مامانی روز اربعین نذری داشتن یه شب یلدای خودمونی خونه مامانی و بابایی مامان  با خاله جونی و دادایی جون و دایی جون سبحان برات گرفتیم دایی جون احسانتم چون ماموریت بود خودش نیومد ولی کادوی شب یلدای شما وروجک و که عاشقته زودتر از همه بهت داد. ...
27 دی 1392

نه ماهگیت مبارک گل دخترم.

نازگل مامان تو ایم ماهی که گذشت تغییرات اساسی داشتی.دیگه از حالت سینه خیزی تونستی چهاردست و پا بری و واسه خودت گشت و گذاری داشته باشی.از وسایلا میگیری و بلند میشی و راه میری. از حالت چهار دست و پا هم میتونی رو زانوهات بشینی.واسه خودت حرف میزنی و دادا .بابا.ماما.دد.به.آبه میگی و خلاصه منظورتو بهمون مبرسونی.از هرجا که بلند میشی وقتی میخوای بشینی اول چشماتو میبندی و بعد یه دستتو میذاری پایین بعد میشینی اگرم دستت به زمین نرسه دوتا دستت و یهو ول میکنی و بععععد شترق بووووووووخ .... با گریه کاراتو میخوای پیش ببری و اینکه کلا ماشاالله زورگویی شدی واسه خودت.هرجا هم که میرم دنبالم راه میفتی و از پاهام میگیری و بلند میشی میگی بغلم کن که من عاشق خود...
9 دی 1392

سرگرمی های روزانه

دخترم ،مامان هر روز بعد از صبحانه برات سی دی بیبی انیشتین و میذاره و شما رو اینجوری سرگرم میکنه تا خودش بتونه کمی تا قسمتی به کاراش برسه.اینم چندتا عکس از تی وی دیدن شما. ...
8 دی 1392

بابا جونم تولدت مبارک.

تولد تولد تولد بابایی جونم مبارک به به چه چیزای خوشمزه ای اونجاست. اینم یه شام خوشمزه تولدی.به به به. اینم یه کیک شکلاتی خیلی خوشمزه.اوووووم. دختر نازم امسال روز تولد عزیز دل هردومون حال و هوای دیگه ای داشت.چون اولین سالی بود که با شمای نیناز روز تولد عشق من و البته بابا جونی خودت که برای من  بهترین و عزیزترین همسر و برای شمای جیگر طلا بهترین بابای دنیاست رو جشن گرفتیم البته بهمراه خاله جونی و دادایی جونی و دایی سبحان جون که همینجا از هر سه نفرشون بابت حضور و کادوهاشون تشکر میکنیم.از عمو یاسر شماهم بابت پیامک قشنگ تبریکش ممنونیم. ...
8 دی 1392